چاپ سوم مانترُوم اهورا امید در بازار کتاب
جهت خرید این کتاب روی این لینک کلیک کنید
به گزارش وهیشان بازار بزرگ هنر، چاپ سوم «مانترُوم اهورا امید اهورا امید » در 148 صفحه در انتشارات قلب سبز راهی بازار کتاب شد
نظراتی از منتقدان ادبی درباره کتاب «مانتروم» نقل شده است. به گفته این صفحه، کریم آذر این اثر را در «مرز میان اسطوره و تاریخ، میان شعر و فلسفه» توصیف کرده و مریم لاله آن را اثری «فراژانر» خوانده است.
جهت خرید این کتاب روی این لینک کلیک کنید
—بخشی نقدهای موجود بر کتاب «مانتروم»
| منتقد | خلاصه دیدگاه |
| دکتر میرجلالالدین کزازی | کتاب را “دیگرسان و نابیوسان” (یعنی متفاوت و نو) میخواند و آن را گشاینده “روزنی به جهان شگفت” و آزمونی دلپذیر و اندیشهخیز برای خواننده توصیف میکند . |
| استاد رحیم رسولی | نگاه او به کتاب، نگاهی تشویقآمیز است. او خطاب به نویسنده میگوید: “پس تو زنده میمانی و ادامه میدهی” و این قصه را ادامهدار میداند . |
| فرحناز بهکارثانی | «مانتروم» را صرفاً یک متن ادبی و فرهنگی نمیداند، بلکه آن را “سفر درونی از جادههای بیرون از ما” مینامد که ما را با لایههای فراموششده وجود خودمان روبهرو میکند . |
| ناصر ثانی | با زبانی شاعرانه، اهورا امید را به “کودکی” تشبیه میکند که از “هزار زخمِ اسفندیارکش” جان سالم به در برده و “هذیانی دلنشین را هجی میکند”. به عبارتی، «مانتروم» را حاصل یک تابآوری شگفتانگیز و خلاقیت معصومانه میداند . |
| ارمیا منوچهریان | نقد او، تحلیلی فلسفی از شخصیت اصلی کتاب است. به عقیده او، کتاب بیش از آنکه داستان عشق یا جستجوی خدا باشد، روایتی است که تاریخ را در جهان مدرن زنده میکند. او راوی/قهرمان داستان را در تضاد با پوچی میبیند و او را نه سیزیف (که سنگ را به بالا هل میدهد)، بلکه “خود سنگ” میداند که بر توهم کوهها میافزاید. این نقد به عمق هستیشناسانه اثر اشاره دارد . |
| دکتر کریم آذر | ایشان «مانتروم» را “زیباییشناسی رنج مقدس” نامیده و چهار فصل پیوسته آن (نامه اول، توبه، عشق، نیایش) را چون “پردههای یک نمایشنامه عرفانی” با پیوندی ارگانیک تحلیل کردهاند. ایشان بر قدرت اثر در “رابطهی دیالکتیکی بین سنت و نوآوری” تأکید کرده و آن را “تذکرةالاحباب انسان معاصر” میخوانند . |
| مریم لاله | ایشان نقدی ژرف و ساختارمند بر فصل “عشق” ارائه دادهاند. این اثر را “مناجاتنامهای مدرن” و “سندی از تقلای انسان معاصر برای یافتن معنویت در جهان بیمعنا” میخواند. وی با تحلیل دقیق، به نقاط قوت درخشان (تصویرسازیهای بدیع، ریتم شاعرانه) و نقاط قابل تأمل (تکرار ساختارها، ابهام در برخی اشارات) اشاره میکند و پیشنهادهای ویرایشی نیز ارائه میدهد . |
| ساسان آبتین | با نگاهی جامع به سه فصل ابتدایی کتاب، سیر روایت را چون سفری روحانی از “توبه” به “عشق” و سپس به “نیایش” ترسیم میکند. او بر “یکپارچگی مفهومی”، “تصویرسازی چندحسی” و “گفتگوی سنت و مدرنیته” در اثر تأکید کرده و آن را اثری میداند که نه بازگشت به گذشته، که “بازخوانی خلاقانه” سنت عرفانی در جهان امروز است . |
| رضا نوری | نقد او برخلاف دیگران، بر عنوان کتاب متمرکز است. او عنوان «مانتروم» (برگرفته از مانترا) را از جهاتی نقطه قوت (همخوانی با محتوای عرفانی، ایجاد کنجکاوی) و از جهاتی نقطه ضعف (کاهشدهنده عمق فلسفی و اجتماعی اثر) میداند . |
| صادق چوبکی | نقدی با زبانی صریح و سازنده ارائه کرده و «مانتروم» را “اوراق روحی اصیل و آتشین” و “دعایی مدرن” میخواند. او ضمن ستایش “صداقت رعدآسا” و “خشم مقدس” اثر (به ویژه در بخشهای مرتبط با نقد اجتماعی)، به نقاط ضعفی چون “تکرار مفهومی” و “عدم تعادل بین ‘من’ و ‘ما’” اشاره میکند و پیشنهادهایی برای غنای زبانی و ساختاری ارائه میدهد . |
| نقدی بدون نام منتقد | این تحلیل جامع، «مانتروم» را “شعر بلند روایی” و “سفر قهرمانی” مدرن توصیف میکند که در جغرافیای ایران و فراتر از آن (افغانستان، آسیای میانه) جریان دارد. این نقد با موشکافی، ارجاعات اساطیری، تاریخی و عرفانی کتاب (به شخصیتهایی چون ضحاک، جمشید، کوروش، مولانا، فروغ و کیارستمی) را برمیشمارد و نشان میدهد که متن چگونه یک “پیوستار فرهنگی از ایران باستان تا امروز” ایجاد کرده است . |
چاپ اول این کتاب مربوط به سال 1404است .
جهت خرید این کتاب روی این لینک کلیک کنید
اهورا امید در مقدمه کتاب نوشته است
مقدمه :
به نام خداوندگار ِ دهش کننده و مهربان
تَقدیم به نِظامِ دادگَری و بَرقَرارِ هَستی
… که نِدا را آفَرید.
این متن، پیش از آن که به دُنیا بیایید، دَرونِ گُلویِ عاشَقانِ دیگَری گِیر کرده بود.
وَ مَن، هَم نويسَنده و هَم وامدارِ دیگَرانِ پیش از خُودَم.
بِپَذیرید پُوزشِ مَرا، بابتِ اِستِفاده ی بیاِجازَه از کَلَمات ـ از فَضا ـ از ساختار ـ از تَصاویرِ ذِهنی و عینی و از رَویاها و اَندیشَههای وامگِرِفتَهشُده از شُما…
این متن را پیشکَش میکُنَم به:
خُداونَدِ یکتا و اِیزَدبانوان * و سَنَمکها * ؛ پیام آوران راستین و ناراستین؛ کِتابهای سپنته * و ناسپنته ؛ پادْشاهان؛ کَتیبهنُویسان؛ پیکَرتَراشان؛ نِگارگَران؛ بُزُرگان؛ شاعران؛ عارِفان؛ نويسَنَدگان؛ فیلسوفان؛ مُتَرجِمان؛ کارگُردان ها و کارگَردان ها و رَهبَرانِ فِرقَههای گُوناگون؛ و به هَمه ی پارسیدِلانِ جَهان و مادَرَم ایْران ، نه تنها ایران ِ امروز . بلکه در همه سرزمین ها که پاره های جانمان هستند … افغانستان ِ مظلوم ِجان – تاجیکستان ِ شگفت انگیر و چکامه ساز – ازبکستان ِ سبزِ شعرِ تن
ارمنستان ِ جان ِ جانان – ترکمنستان و عشق آبادِ مرمرینش – عِراق ِ هم درد و خاک های کوچک کنار خلیج و باقی آریاییان از سکاها تا سرخ پوستان …
بدین سان، سِپاسگُزاری میکُنَم از شُما، یکبهیک
تَقدیم به :

**اُمید اَهورآ**
**۱۴۰4**
زمستان
12794 ِ آرتایی *
1404 خورشیدی
1446 قمری
3763 زرتشتی
2026 ترسائی *
5223 سومری
نشر قلب سبز
چاپ سوم : 1405
تیراژ: دوهزار نسخه
تاریخ چاپ اول : 1404
شماره مرکز پخش : 09905656616
سامانه فروش : https://vahishan.ir/
کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر متعلق به مترجم می باشد .
اَشو زَرتُشت ِ سپنتمان و گاتاهای بَلندآوَازهاش؛ نِظامیِ بُزُرگ؛ فَردوسیِ راستین؛ داریوشِ هَخامَنِشی؛ کوروشِ هَخامَنِشی؛ مَزدَک و مانیِ گَرامی؛اشونی در دانا ؛ علیابنابیطالب؛ حَسَنِ صَباح؛ اَبوْمُسلم و بابَکِ خُرَمدین؛ حُسینِ و سیاوش شَهید؛ شَریعتی؛ مُصَدَق؛ رضا شاه ؛ اَحْمَدشاه مَسعود؛ خواجه عَبْدُاللهِ اَنْصاری؛ نیما؛ شاملو؛ فُروغ؛ نِزارِ نازِنینِ قَبانی؛ بایزیدِ بَسطامی؛ حَضْرَت حافِظ جاویدان پندار ؛ سَعدی ِ شکر شکن؛ ابوعبدالله رودکی ، ناصر خسرو قبادیانی ، یوسف ایوب همدانی – خواجویِ کِرمانی؛ وَحشی و خیام؛ سهرودی و جامی و باباطاهر عریان ؛ م. اُمید؛ سُهراب؛ اَحْمَدْرضای لطیفِ اَحْمَدی؛ نُصْرَت ِ جان ؛ دُولَتآبادی و هِدایت و علیاشْرَف؛ عَباسهای مَعروفی و صَفاری؛ لیلا کُردبچه و گُروس؛ شَفیعیکَدکَنی؛ هوشَنْگِ سایه؛ امام علی رحمان ، شَهیدِ ثالِث؛ عَباسِ کیارِستمی؛ فَرهادی و مَهرجویی و مَجیدی و کارگردانِ فیلم ِمادَر ؛ مرغِ سَحَر و فَرزَندِ خَلَفش؛ قُرَبانی؛ نامجو؛ ناظریها؛ اَحْمَد زاهِر؛ فَرهاد دَریا؛ غوغا تابان ، خالِد حُسینی؛ لایق شیرعلی ، گلرخسار صفیآوا ، اباجان غفورف ، محمدجان شکوری ،
اَبوَعلیسینا؛ مَریَم میرزاخانی؛ پْرُفِسور سَمیعی؛ دُکتور حُسابی؛ اَنوشَه اَنْصاری؛ شیرین عبادی؛ دُکتور پَروین فَخرایی؛ میرزاکوچَکخان و فَخراییِ پَدَر؛ فَرشچیان و آیدین و پویان؛ وثوقی؛ نَصیریان؛ مَشایخی؛ آغداشلو؛ آیدا؛ گوگوش؛ هایده؛ نوید؛ اَصْلانی؛ شهاب ؛ پیمان مَعادی و تَرانَه عَلیدوستی؛ حُسین مُنزوی و پَناهی؛ مانا و توکا نَیستانی ؛ یدُالله کابُلی و رُوحالله دِلخانی؛ یاس و هیچکس ،
علی دایی؛ کَریم باقَری؛ ناصِر حَجازی؛ وَریا غَفوری؛ سیدجلال حُسینی؛ دُکتور اِسلامی و شهرام زَرَندار؛ علی چیگینی؛
عَلیرضا فَراهانی؛ صابِر سادَه ی نازِنین ؛ پْرُفِسور اَمین ؛ مَهْدی پَهْلَوانپور؛ علی ، رضا ، امیر ، الهه ، آرزو و جلال و اِرمیا و نوید و باران و سَوگَند؛ عَلیرضا آذَر؛ رَحیم رَسولی؛ بیژن نَجدی؛ اُستاد فَرهَنْگ رزاقی ؛ اُستاد اِسحاقی؛ قیصَر اَمینپور؛ اَردَشیر خورشیدیان ؛ ناصِر و فَرحناز و امیر و مینا و حُسین بِهکّار؛ پْرُفِسور کیان ؛ الن و امیر و پدر بزرگم شمس – و مادربزرگم ایران و مادرم فرحناز و پَدَرَم نصرت؛ و جان جانانم هزار مردان کزازی
و نِدا و دُختَرانَم که در راهِ آمَدَن هَستَنَد
در بخشی از این کتاب می خوانیم
@@@@@@@@@@@
اهل کدام قبیله ی غمگینی
که چشمهایت هنگامه ی سکوت
به تل خاکی سرد بدل میشود ؟
از کجای فیروزه ی* بلخ* و نیشابوری*
شراب های شیرازی ات*
نسب دارد با پل ِ دختر* و
شک ندارم خاک دستهایت از شمعدانی های خانه ی احمدرضا* برداشته شده و
برق کوچک چشمهایت …. کرمانشاه است* حوالی اردیبهشت * .
موهایت گندم زارهای قزوین * است و خنده هات نقل و نبات ملایر* است
و چشم هایت میتواند چای را زعفرانی کند و دستهایت خاک را
